مرتضى مطهرى
255
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خويش را ارضاء مىكنند ولى خود انسانها ناآگاهند كه وقتى به حساب خودشان با اراده و اختيار خود اميال خويش را ارضاء مىكنند ، در واقع آن طبيعت عينى اينهاست كه در زير اين دستگاهِ شعورى و فكرى دارد به سوى هدف خود حركت مىكند و اين ميلها را استخدام كرده است . انسان خيال مىكند كه دارد براى ميلش كار مىكند ولى در واقع آن مرحلهء شعورى و فرهنگى دارد طبيعت خودش را خدمت مىكند « 1 » . مثالى عرض مىكنم : شما يك انسان متوجه يعنى عالم و تحصيل كرده را در نظر نگيريد ، از يك بچه شروع مىكنيم . يك بچه گرسنه مىشود ، داد مىكشد كه من غذا مىخواهم . تشنه مىشود ، فرياد مىكند كه من آب مىخواهم . ميل به بازى پيدا مىكند ، مىگويد من اسباب بازى مىخواهم . اين بچه از نظر فهم خودش همين است كه من اين را مىخواهم ، چون مىخواهم بايد براى من تهيه شود . اين غذا را مىخواهم ، بايد بخورم . اين آب را مىخواهم ، بايد بنوشم . اين اسباب بازى را مىخواهم ، بايد داشته باشم . ولى آيا اين بچه آگاه است كه در ماوراى شعور او يك طبيعتى در جريان است و اين طبيعت احتياج به آن شىء دارد ؟ يعنى آيا مىداند معدهاى دارد ، رودهاى دارد ، كبدى دارد ، جهاز هاضمهاى دارد ، جهاز تنفسى دارد و او كه احساس گرسنگى مىكند آن را به صورت يك ميل درك مىكند ولى در واقع آن دستگاه دارد اعلام مىكند كه من احتياج به غذا دارم ، بدل مايتحلّل مىخواهم ؟ اگر او ميل ايجاد نمىكرد و مىگفت بدل مايتحلّل مىخواهم ، اين دنبال غذا نمىرفت . ولى وقتى كه ميل است و لذت ، او دنبال لذت خودش مىرود اما نمىداند كه دنبال لذت رفتنش كار كردن براى آن طبيعتى است كه او اكنون آگاه از آن طبيعت نيست . آب كه مىخواهد ، اصل مطلب آن است كه طبيعت است كه دنبال آب مىگردد . ولى اين مثل يك گياه نيست كه آبش را از رطوبت زمين استفاده كند ، آب را از خارج بايد بروند بياورند . تا دستگاه شعور و اراده ، ميلى و لذتى در كام او نريزد او برنمى خيزد برود آب بنوشد . او مىرود آب مىنوشد - به خيال خودش - فقط براى اينكه لذت ببرد ولى طبيعت او را وادار به اين كار مىكند براى اينكه ما يحتاج خودش را برآورد . اين است كه در زير اين دستگاه ظاهرى يك دستگاه ديگرى است . معمولًا ما مىگوييم كه انسان در شعور خودش هدف دارد ولى طبيعت مثلًا قلب يا معدهء من هدف ندارد . اتفاقاً آنها از ما بيشتر هدف دارند . ما در استخدام هدفهاى آنها هستيم ، يعنى شعور انسان در استخدام هدفهاى طبيعت است . اين حرف آدام اسميت حرف بسيار خوبى است : « افراد تمايلات خود را اقناع مىكنند ( يعنى
--> ( 1 ) در مقالهء ششم اصول فلسفه آقاى طباطبايى اين مطلب را خيلى خوب بيان كردهاند .